تلاقی عرفان و درام مدرن؛ واکاوی چالش‌های دراماتورژیک در شانزدهمین کرسی علمی ترویجی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی

به گزارش روابط عمومی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی، شانزدهمین نشست از سلسله نشست‌های کرسی علمی ترویجی با موضوع «معناداری عرفانی در مواجهه با تئاتر مدرن؛ امکان‌ها و چالش‌های دراماتورژیک» روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ برگزار شد. این نشست تخصصی که به همت معاونت پژوهش دانشگاه برنامه‌ریزی شده بود، با حضور دکتر سیدصدرالدین فردوسی به عنوان ارائه‌دهنده، دکتر مهدی حمیدی‌پارسا در جایگاه ناقد و با دبیری دکتر هادی جهانگشای، در سالن اندیشه (طبقه ششم مؤسسه) و با پخش همزمان آنلاین در آپارات برپا گردید.

چالش‌های دراماتورژی در مواجهه با مفاهیم متافیزیکی

در ابتدای این نشست، دکتر هادی جهانگشای، معاون پژوهش مؤسسه، با تاکید بر اهمیت پژوهش در حوزه هنرهای نمایشی، ضرورت بازخوانی مفاهیم عرفانی در قالب‌های مدرن را یادآور شد. وی خاطرنشان کرد که تئاتر مدرن با تمام ظرفیت‌هایش، برای بیان مفاهیم تجریدی و عرفانی با چالش‌های جدی روبرو است که دراماتورژی نقش کلیدی در حل این چالش‌ها ایفا می‌کند.

دراماتورژی، پل ارتباطی میان عرفان و تئاتر

دکتر سیدصدرالدین فردوسی، استاد مدعو مؤسسه و ارائه‌دهنده بحث، سخنان خود را با بررسی تحولات مفهوم «دراماتورژی» آغاز کرد. وی توضیح داد که دراماتورژی امروزه صرفاً یک فعالیت ادبی نیست، بلکه فرآیندی است که همچون یک پل، ارتباط میان مفاهیم انتزاعی (مانند عرفان) و عمل اجرایی در تئاتر (صحنه، بازیگر، نور و…) را برقرار می‌کند.

دکتر فردوسی در ادامه با اشاره به دیدگاه‌های نظریه‌پردازانی چون گابریل مارسل و ژان پل سارتر، به مسئله «معناداری» در تئاتر مدرن پرداخت. وی بیان داشت که اگرچه تئاتر مدرن (به ویژه تئاتر ابزورد یا معناباخته) در ظاهر از مفاهیم کلاسیک و عرفانی فاصله می‌گیرد، اما جستجوی مستمر انسان مدرن برای یافتن معنا، خود نوعی مواجهه عرفانی پنهان در دل این متون است. چالش اصلی دراماتورژ در اینجا، کشف این لایه‌های پنهان و تبدیل آن‌ها به کنش دراماتیک روی صحنه است.

تقابل خیر و شر در آینه تئاتر

بخش دیگری از ارائه دکتر فردوسی، به موضوع تقابل مفاهیم خیر و شر در درام اختصاص داشت. وی با استناد به دیالوگ‌های نمایشنامه «مرده‌های بی‌کفن و دفن» سارتر، نشان داد که چگونه تئاتر مدرن مفاهیمی چون از خودگذشتگی، ترس، و انتخاب‌های اخلاقی را که ریشه در الهیات و عرفان دارند، در قالب موقعیت‌های بحرانی بشری بازنمایی می‌کند. در این رویکرد، دراماتورژی موظف است تا با ایجاد «آشنایی‌زدایی»، مفاهیم عرفانی را از حالت کلیشه‌ای خارج کرده و برای مخاطب امروز ملموس سازد.


نقد ساختاری: فاصله تئوری تا عمل در صحنه نمایش

در بخش دوم نشست، دکتر مهدی حمیدی‌پارسا، رئیس و عضو هیئت علمی مؤسسه، به عنوان ناقد جلسه، نکات تأمل‌برانگیزی را مطرح کرد. وی ضمن تقدیر از جامعیت مباحث نظری ارائه‌شده، تأکید کرد که چالش اصلی دراماتورژی در ایران، فاصله عمیق میان «نظریه‌پردازی» و «عملکرد اجرایی» است.

دکتر حمیدی‌پارسا با نقد برخی رویکردهای رایج، اظهار داشت:

«بسیاری از متون دراماتیک که ادعای بیان مفاهیم عرفانی را دارند، در صحنه اجرا به شعارزدگی دچار می‌شوند. دراماتورژ نباید اجازه دهد که عرفان به ابزاری برای سخنرانی بازیگر تبدیل شود؛ بلکه باید راهی بیابد تا مفاهیم عرفانی در کنش فیزیکی بازیگر، ریتم نمایش و طراحی صحنه مستتر گردد.»

وی پیشنهاد داد که برای رسیدن به یک مدل بومی از دراماتورژی عرفانی، باید پژوهش‌ها به سمت تحلیل عملی اجراهای موفق تئاتر ایران که توانسته‌اند مفاهیم قدسی را با زبانی مدرن بیان کنند، سوق داده شود.

نتیجه‌گیری: دراماتورژی به مثابه فرآیند خلق معنا

در جمع‌بندی این کرسی علمی‌ترویجی، اساتید حاضر بر این نکته توافق داشتند که تئاتر مدرن با وجود ظاهر مادی‌گرایانه خود، ظرفیت بالایی برای بازتولید مفاهیم عرفانی دارد، مشروط بر آنکه دراماتورژی از یک «تصحیح‌گر متن» به یک «خالق معنا در فضای اجرایی» ارتقا یابد. دراماتورژ باید به مثابه یک ناظر آگاه، تنش میان اندیشه عرفانی و ساختار دراماتیک را به نفع یک اجرای تاثیرگذار حل و فصل نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

💬 گفتگو با ما

با چه واحدی می‌خواهید ارتباط بگیرید؟