دکتر هادی جهانگشای: امروز دوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ هست و در خدمت جناب آقای دکتر سیدرضی موسوی گیلانی، عضو محترم هیئت علمی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی و دانشیار این دانشگاه هستیم. خیلی خوشحالیم که در خدمت شما هستیم استاد. ممنون که دعوت مجله «هنرپژوهی» رو پذیرفتید.
موضوعی که برای این گفتگو در نظر گرفتیم، با توجه به فضای اخیر کشور و حملات ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی و آمریکا و بحث شهادت رهبران مقاومت، مسئله «هنر مقاومت» و مواجهه جامعه آکادمیک با این رخدادهاست. مجله هنرپژوهی که یک مجله دانشجویی هست، اولین شماره خودش رو به این موضوع اختصاص داده. به عنوان سوال اول، بفرمایید که یک نشریه دانشجویی مثل هنرپژوهی چطور میتواند فراتر از یک کارکرد معمول، به یک پایگاه فکری برای تعمیق این مسائل تبدیل بشه؟
دکتر موسوی گیلانی: بنده هم عرض سلام دارم خدمت شما و همکارانتان در این مجله. خیلی خوشحالم که این حرکت خودجوش دانشجویی شکل گرفته. ببینید، نکته اول این است که بسیاری از مجلات بزرگ و تاثیرگذار دنیا، ابتدا از همین حلقههای کوچک دانشجویی و تخصصی شروع شدهاند. مجلات علمی-پژوهشی دانشگاهی معمولاً فرمت بسیار خشکی دارند؛ یعنی باید حتماً یک مسئله علمی پیچیده را حل کنند یا تولید علم به معنای خاص کلاسیک داشته باشند. در آنجا ما گفتگو، مصاحبه یا یادداشتهای روز نداریم. اما مجلات دانشجویی این حسن را دارند که پویا (Dynamic) هستند.
این مجله میتواند «صدای دانشگاه» باشد. وقتی شما درباره مقاومت حرف میزنید، در واقع دارید تاریخ را در لحظه ثبت میکنید. به نظر من این مجله باید دو کار انجام دهد: یکی اینکه رابط بین بدنه تخصصی هنر و دغدغههای کف جامعه باشد، و دوم اینکه به «تاریخ شفاهی» دانشگاه کمک کند. ما در ایران در حوزه علوم انسانی و هنر، ضعف جدی در آرشیو و تاریخ شفاهی داریم. این گفتگوها که امروز ضبط و منتشر میکنید، ۲۰ سال دیگر منبعی خواهد بود برای اینکه بدانند در اردیبهشت ۱۴۰۵، دانشگاهیان ما نسبت به بحرانهای منطقه چه دیدگاهی داشتند.
دکتر هادی جهانگشای: استاد، در مورد خودِ مفهوم مقاومت؛ ما گاهی با آثاری مواجه میشویم که خیلی سریع واکنش نشان میدهند اما شاید عمق هنری لازم را ندارند. مرز بین «هنر شعارزده» و «هنر متعهد و ماندگار» در این حوزه کجاست؟
دکتر موسوی گیلانی: این پرسش بسیار مهمی است. ببینید، ما نباید از «واکنش سریع» بترسیم. در هنر مفهومی داریم به نام «هنر اعتراضی» یا «هنر موقعیتمند». وقتی رخدادی مثل جنگ یا شهادت اتفاق میافتد، طبیعی است که هنرمند با غلیان احساسات مواجه شود. اما تفاوت هنرمند فاخر با یک فرد عادی در این است که هنرمند باید این «شعار» را به «استعاره» (Metaphor) و «تلمیح» تبدیل کند.
اگر یک اثر هنری بخواهد با جملات مستقیم و فریاد زدن حرفش را بزند، از ساحت هنر خارج شده و به ساحت پروپاگاندا وارد میشود. البته پروپاگاندا هم در جای خود لازم است، اما هنر ماندگار، آن اثری است که فرم (Form) در آن بر محتوا پیشی بگیرد یا حداقل همپای آن باشد. مثلاً پوسترهایی که در دوران دفاع مقدس توسط اساتیدی مثل آقای مصطفی گودرزی یا کاظم چلیپا خلق شد، چرا ماندگار شد؟ چون از نمادها و کهنالگوهای شیعی و ایرانی استفاده کردند که در عمق جان مخاطب مینشست، نه اینکه فقط یک صحنه درگیری را نشان دهند.
دکتر هادی جهانگشای: یعنی شما معتقدید که فرم باید بر مفهوم غلبه داشته باشد؟
دکتر موسوی گیلانی: نه لزوماً غلبه، بلکه باید «ظرف و مظروف» با هم تناسب داشته باشند. در هنر مقاومت، اگر فرم ضعیف باشد، شما به آن آرمان و مفهوم مقدس هم ضربه زدهاید. هنرمند دانشجو باید یاد بگیرد که چگونه دغدغهاش را در قالبهای زیباییشناختی مدرن یا سنتی (بسته به تخصصش) پیاده کند که حتی کسی که با تفکر او مخالف است، نتواند قدرت تکنیکی و زیبایی اثرش را انکار کند.
دکتر هادی جهانگشای: با توجه به اینکه دانشگاه ما، دانشگاه «هنر و اندیشه اسلامی» است و شعارش هم این است که «هنر به اندیشه نیاز دارد»، نقش مبانی نظری در تولید این آثار چیست؟
دکتر موسوی گیلانی: دقیقاً نکته همینجاست. ما نمیخواهیم فقط تکنیسین تربیت کنیم. هنرمند مقاومت باید بداند که اصلاً چرا مقاومت میکند؟ نسبت مقاومت با حق و باطل چیست؟ ما در مباحث زیباییشناسی اسلامی، زیبایی را از حقیقت جدا نمیدانیم. اگر اثری به حقیقت وصل باشد، لاجرم زیباست.
توصیه من به دانشجویان و دستاندرکاران مجله هنرپژوهی این است که سراغ لایههای زیرین بروید. مثلاً درباره «زیباییشناسی صبر» کار کنید، یا «تجلی نمادهای قرآنی در هنر معاصر مقاومت». اینها باعث میشود که مجله شما از یک گزارش خبری ساده به یک مرجع فکری تبدیل شود.
دکتر هادی جهانگشای: استاد در پایان، اگر توصیهای برای شمارههای بعدی مجله دارید بفرمایید.
دکتر موسوی گیلانی: توصیه من این است که دایره مخاطب را وسیع ببینید. هنر مقاومت فقط برای مذهبیها نیست؛ مقاومت یک مفهوم انسانی و جهانی است. همانطور که امروز در دانشگاههای آمریکا و اروپا میبینیم دانشجویان برای غزه فریاد میزنند. زبان هنر باید جهانی باشد. از ظرفیتهای رسانههای نوین، واقعیت مجازی و هنرهای دیجیتال غافل نشوید. من برای شما و تیم مجله آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم این شماره اول، سنگ بنای محکمی برای فعالیتهای آتی باشد.



