سلمان نقرهکار در آئین بزرگداشت پدرش تأکید کرد: برای تحقق تمدن نوین اسلامی، نیازمند تولید علم، تدوین چارچوب نظری منسجم و شکلگیری مکتب معماری حکمتبنیان هستیم.
وی با اشاره به افق پیشروی جامعه اسلامی اظهار داشت:
«اگر بپذیریم که افق نهایی انقلاب اسلامی، تحقق عصر ظهور و تمدن مهدوی است که در آن حیات طیبه برای همه انسانها جاری میشود، بنابراین هدف میانمدت ما باید ساخت تمدن نوین اسلامی ایرانی باشد که این امر، حرکت در مسیر همان رودخانه خروشان به سمت عصر ظهور است.»
سه ضلع اصلی برای شکلگیری مکتب معماری اسلامی ایرانی
این استاد دانشگاه با تأکید بر لزوم تولید علم در حوزه شهرسازی و معماری تصریح کرد: «برای ایجاد یک مکتب معماری اصیل و تمدنساز، تحقق سه وجه بنیادی و کلیدی ضروری است:»
- اول: تدوین یک چارچوب نظری منسجم و نظاممند.
- دوم: ارائه الگوهای عملی و مصادیق عینی و خلق آثار معماری فاخر بر اساس آن چارچوب.
- سوم: تدوین راهکارهای عملیاتی و کاربردی و قرار دادن آنها در اختیار معماران، شهرسازان و مدیران اجرایی و شهرداران.
وی یادآور شد: «حاصل پیوند این سه ضلع، ما را به یک مکتب معماری اسلامی و ایرانی پایدار و کارآمد میرساند.»
لزوم تحول و حکمرانی در نظام آموزش و پژوهش کشور
سلمان نقرهکار با اشاره به تکالیف فردی و اجتماعی جامعه دانشگاهی گفت: «ما علاوه بر وظیفه فردی که طبق آیه شریفه «أن تقوموا لله مثنی و فرادی» بر عهده داریم، یک وظیفه اجتماعی و حکمرانی نیز داریم. باید تلاش کنیم همه ساحتهای علمی در راستای تحقق تمدن اسلامی باشد؛ در غیر این صورت، طبق آیات سوره مبارکه عصر، دچار خسران خواهیم شد.»
وی در نقد ساختار فعلی دانشگاهها افزود:
«امروز ما بیش از هر چیز به حکمرانی و مدیریت هوشمند در حوزه آموزش و پژوهش نیاز داریم؛ چراکه متأسفانه این بخش در حال حاضر رها شده است. سیستم آموزشی ما باید حکمتبنیان، مبتنی بر حکمت اسلامی و کاملاً متناسب با نیازهای بومی جامعه ایرانی طراحی شود.»
ضرورت «تفقه معمارانه» در مواجهه با فرمهای بیریشه
فرزند استاد نقرهکار با طرح یک پرسش کلیدی در خصوص چیستی معماری تمدنساز گفت: «لازم است دستهبندی روشنی از تعاریف معماری اسلامی داشته باشیم. آیا منظور از معماری اسلامی، صرفاً معماری دوران اسلامی در ۱۴۰۰ سال گذشته است؟ یا مقصود فقط فضاهای عبادی مانند مسجد و مدرسه است؟ به نظر میرسد راهکار اصلی، روی آوردن به تفقه معمارانه است.»
وی در تبیین این مفهوم اظهار داشت: «تفقه معمارانه به این معناست که معماران مانند یک فقیه به آموزههای اصیل حکمت اسلامی یعنی قرآن، عترت و آراء مفسران بزرگ مراجعه کنند تا استخراج کنند که نظر اسلام در این حوزه چیست. این مکتب حداقل سه فصل مشخص دارد که شامل ترجمه کاربردیِ انسانشناسی اسلامی، هستیشناسی اسلامی و معرفتشناسی اسلامی به زبان معماری است.»
وی در پایان با تجلیل از پایداری اندیشمندانی همچون پدرش در حفظ هویت ملی و دینی تأکید کرد: «در روزگاری که هجمه فرمهای بیریشه و وارداتی، کالبد شهرهای ما را تسخیر کرده است، بزرگانی پا به عرصه گذاشتند که چونان یک لنگرگاه استوار، پاسدار اصالت و هویت بودند؛ اندیشمندانی که معماری را نه فقط در خشت و گل، بلکه در پیوند عمیق میان کالبد خاکی و روح افلاکی جستجو میکردند.»






















