وی ادامه داد: اشکال ما در این است که هنر را میخواهیم در عالیترین صورتش تعریف کنیم. به همین خاطر خیلی زود نتیجه میگیریم که هنر تعریف ندارد اما اگر این دو پایه را به عنوان هنر بپذیریم، آنچه به عنوان اثر هنری عرضه میشود میتواند یک اثر هنری بسیار سخیف یا بسیار عالی باشد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: به قول بوکهارت هنر ازدواج بین حکمت و صناعت است. یعنی فرزند حکمت و صناعت هنر است. اگر این اتفاق بیفتند هنر در شکل عالی آن خلق خواهد شد. کار هنرمندان شبیه کار پیامبران است چرا که برای گرفتن دستی بر آسمان دارند و برای خلق اثر هنری دستی بر زمین دارند. از این رو هنر در هر تعریفی نیازمند این است که موضوعی برای انتقال داشته باشد و دستی خلق یک اثر خوب داشت باشد.
حجت تصریح کرد: موضوع نوآوری از حوزه علم و صنعت به حوزه علوم انسانی وارد شده است. نوآوری برای علم وجود دارد ولی در رفتار واخلاقیات انسان میتواند همین نوآوری بسیار خطرناک باشد. بنابراین خلاقیت با نوآوری اصلاً تناسبی ندارد و مناسب است به جای آن از عنوان بهآوری استفاده کنیم. لذا وقتی ما سراغ هنر میرویم در واقع سراغ هنری میرویم که در آن بهآوری وجود داشته باشد. به این معنا که بتواند یک امری را که در بهبود وضعیت انسان کمک میکند به وجود بیاورد.
وی تاکید کرد: ما به عنوان مجموعه علمی دانشگاهی در یک موقعیت تاریخی، جغرافیایی و اعتقادی هستیم که باید جرات با یک مبانی خیلی منطقی و روشن هنر و زیبایی را تعریف کنیم و بگوییم این دو چه ارتباطی با هم دارند.
موضوع علم معماری شکل زندگی انسان است
وی با بیان اینکه جدیترین جملهای که در باب نظریات معماری میتوان عنوان کرد این است که موضوع علم معماری شکل زندگی انسان است، ادامه داد: یعنی یک معماری که شروع میکند به طراحی در واقع دارد به این موضوع میپردازد که چه شکلی از زندگی در آن ساختمان اتفاق میافتد. معمار به وسیله شکل ساختمان شکل زندگی انسان را تبیین میکند. به تعبیر دیگر موضوع علم معماری فراهم کردن زندگی مطلوب و زندگی حقیقی برای انسانها است.
چهرهی ماندگار معماری بیان کرد: وقتی که نسبت بین معماری، دین، باور و اعتقاد را بررسی میکنیم در حقیقت آن باور و اعتقاد روی زندگی تاثیر میگذارد. ما میبینیم که اسلام برای زندگی انسان چه چیزی را خواسته است. آیا به وسیله این کالبدی که ما داریم درست میکنیم تحقق پیدا میکند؟ اگر تحقق پیدا کرد این صناعت از آن حکمت تبعیت کرده و اگر این اتفاق نیفتد راه درستی را نرفتهایم.
وی گفت: امام خمینی(ره) فرمودند کاخنشینی خوی کاخنشینی را در آدم افزایش میدهد. در واقع یعنی ظرف در مضروف موثر است. پس وقتی ما یک اثری را به وجود میآوریم همه حرفی که داریم این است که این اثر چه نوع زندگی رو میخواهد سامان دهد. اینجاست که طرز فکر و مکتب مطرح میشود. اگر کسی قائل به اصالت لذت باشد معماری او یک معنا پیدا میکند و اگر قائل به این باشد که انسان باید در هر قدمش یک مرتبهای برای اعتلای نفسانیاش بردارد، معماری او یک معنای دیگری پیدا خواهد کرد.
ما در حوزه معماری نیاز انقلاب داریم
مهدی حجت یادآور شد: ما در حوزه معماری نیاز انقلاب داریم. متاسفانه معماری عقبتر از سایر هنرهاست. در بعضی از هنرها مثلاً شعر یه مقداری انسجام بیشتری در فرهنگمان وجود دارد در معماری چون به صنعت و اقتصاد برمیگردد به کلی از دستمان رفته است. تمام تلاشی که مرحوم نقرهکار انجام داد برای این بود که آیا میشود ما کاری کنیم که دراز پاشنه درآمده را دوباره سرجا بیندازیم.
این استاد حوزه معماری بیان کرد: اینکه میخواهیم هنر و اندیشه اسلامی را در کنار هم داشته باشیم تقریبا در عموم دانشگاههای ما متاسفانه وجود ندارد شما این افتخار را دارید که فکر کنید چگونه ممکن است معماری اسلامی داشته باشیم. فکر کنیم چگونه و با چه قواعدی اصولی را طراحی کنیم تا به واسطه اندیشه اسلامی معماری را خلق کنیم که برای زندگی انسان مفید باشد. با همه تنگناهایی که وجود دارد به این فکر کنیم که راهی برای ارتباط انسان با طبیعت، ارتباط انسان با دیگران و ارتباط انسان با خدا با تدبر و تعقل پیدا کنیم تا اثر معماری مفید زندگی برای انسان فراهم کنیم.


