از فارابی تا ملاصدرا: بازشناسی تطور مفهوم خیال در کرسی علمی ترویجی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی

سومین نشست از سلسله کرسی‌های علمی ترویجی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی با عنوان «از مُتَخَیِّله تا خیال: بازشناسی تطور مفهوم خیال در دستگاه فکری فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و صدرالدین شیرازی» با حضور اساتید برجسته فلسفه و هنر برگزار شد. در این نشست، دکتر ابراهیم بازرگانی به ارائه بحث پرداخت و دکتر نادیا مفتونی و دکتر حسن پناهی به عنوان ناقد، ابعاد مختلف این سیر تحول مفهومی را مورد بررسی قرار دادند.

سومین نشست از سلسله کرسی‌های علمی ترویجی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی با عنوان «از مُتَخَیِّله تا خیال: بازشناسی تطور مفهوم خیال در دستگاه فکری فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و صدرالدین شیرازی» با حضور اساتید برجسته فلسفه و هنر برگزار شد. در این نشست، دکتر ابراهیم بازرگانی به ارائه بحث پرداخت و دکتر نادیا مفتونی و دکتر حسن پناهی به عنوان ناقد، ابعاد مختلف این سیر تحول مفهومی را مورد بررسی قرار دادند.

مؤسسه آموزش عالی هنر و اندیشه اسلامی در تاریخ ۲۳ مهرماه ۱۴۰۴، میزبان سومین کرسی علمی ترویجی خود بود. این نشست که با دبیری دکتر محمدحسین پرهمت، معاون آموزش دانشگاه، اداره می‌شد، به یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در فلسفه اسلامی و نسبت آن با هنر، یعنی «خیال»، اختصاص داشت. هدف اصلی این جلسه، ردیابی سیر تحول و تکامل مفهوم «قوه خیال» در اندیشه چهار فیلسوف بزرگ جهان اسلام بود تا از این رهگذر، بستری برای تدوین مبانی شناختی در فلسفه هنر اسلامی فراهم آید.

سیر تحول خیال: از ابزار تقلید تا قوه آفرینش

دکتر ابراهیم بازرگانی، عضو هیئت علمی دانشگاه هنر و اندیشه و ارائه‌کننده این نشست، بحث خود را با طرح یک مسئله اساسی آغاز کرد: انسان دارای قوه‌ای است که فعالیت‌هایی فراتر از تفکر عقلی محض، مانند آنچه در حوزه صنعت و هنر رخ می‌دهد، انجام می‌دهد. این قوه که آن را «خیال» می‌نامیم، چگونه در تاریخ فلسفه اسلامی فهم و تبیین شده است؟

۱. فارابی و «قوه متخیله» یکپارچه: به گفته دکتر بازرگانی، فارابی یک قوه واحد به نام «قوه متخیله» را معرفی می‌کند که دو کارکرد اصلی دارد: نخست، تجزیه و ترکیب صورت‌های خیالی که بنیان اموری چون هنر و «محاکات» (تقلید و بازنمایی) است و دوم، ذخیره‌سازی و انبارداری این صورت‌ها. از دیدگاه فارابی، این قوه امری جسمانی است که در مغز جای دارد و حتی می‌تواند در هنگام اتصال نفس به «عقل فعال»، با آن ارتباط برقرار کند.

۲. ابن‌سینا و تفکیک قوا: ابن‌سینا با تکیه بر قاعده فلسفی «الواحد»، دیدگاه فارابی را توسعه داد و میان دو کارکرد متخیله تمایز قائل شد. او قوه «متخیله» را مسئول کارکرد فعال، یعنی تجزیه و ترکیب صورت‌ها، دانست و قوه دیگری به نام «خیال» (یا فانتازیا) را به عنوان انبار و حافظه منفعل این صورت‌ها معرفی کرد. با این حال، ابن‌سینا نیز همچون فارابی این قوا را جسمانی و مادی می‌دانست و این پرسش را بی‌پاسخ گذاشت که چگونه یک امر مادی می‌تواند با «عقل فعال» که مجرد است، ارتباط برقرار کند.

۳. سهروردی و انقلاب «عالم مثال»: شیخ اشراق، سهروردی، با معرفی مفهوم «عالم مثال»، مسیر بحث را به‌کلی دگرگون کرد. در دستگاه فکری او، صورت‌های خیالی دیگر اموری مادی و ذهنی نیستند، بلکه حقایقی مجرد و نورانی هستند که در عالمی واسط میان عالم عقول و عالم ماده وجود دارند. بر این اساس، قوه خیال انسان دیگر یک سازنده یا انبارکننده نیست، بلکه «مَظهَر» و محل تجلی صورت‌های عالم مثال است. این دیدگاه، خیال را از یک قوه صرفاً انسانی به یک پنجره رو به عالمی متعالی تبدیل کرد و توانست پدیده‌هایی مانند رؤیاهای صادقه و عذاب و نعمت‌های برزخی را تبیین کند.

۴. ملاصدرا و اوج‌گیری خیال به مثابه «خلاقیت»: نقطه اوج این تطور در اندیشه صدرالدین شیرازی (ملاصدرا) رقم خورد. ملاصدرا با ارائه تفسیری جدید از نفس انسان، آن را موجودی دارای مراتب (حسی، مثالی و عقلی) معرفی کرد. او مفهوم «مثال متصل» را مطرح کرد که بر اساس آن، نفس انسان خود دارای یک عالم مثال درونی است. تحول کلیدی در نگاه صدرا این است که نفس در مواجهه با عالم محسوسات یا حقایق عقلی، منفعلانه صورتی را دریافت نمی‌کند، بلکه فعالانه آن صورت را «ابداع» و «خلق» می‌کند. دکتر بازرگانی تأکید کرد که در این دیدگاه، قوه خیال دیگر صرفاً ابزار یا مظهر نیست، بلکه به ابزار «آفرینشگری» نفس تبدیل می‌شود. این نگاه، بنیانی قدرتمند برای فلسفه هنر فراهم می‌آورد، زیرا هنرمند را نه یک مقلد صرف، بلکه یک «خالق» معرفی می‌کند که از عدم، جهانی نو می‌آفریند.

نقد و نظر: افق‌های جدید در پژوهش خیال

در بخش نقد، اساتید حاضر به غنای بحث افزودند. دکتر نادیا مفتونی، استاد فلسفه دانشگاه تهران، ضمن تقدیر از ارائه جامع بحث، نکته‌ای تاریخی را مطرح کرد. ایشان با استناد به متون فارابی، اشاره کرد که فارابی در برخی آثار خود از عبارت «قوه خیالیه» نیز استفاده کرده است که نشان می‌دهد هرچند او تفکیک ابن‌سینا را ندارد، اما این واژه در ادبیات او بیگانه نبوده است. ایشان همچنین به پژوهش‌های جدیدی اشاره کرد که این مباحث را با رویکردهای تطبیقی با فلاسفه معاصر مانند «لیکاف و جانسون» در حوزه استعاره بررسی کرده‌اند.

دکتر حسن پناهی، دانشیار دانشگاه معارف، بحث را به لایه‌های عمیق‌تری برد و این دغدغه فلاسفه را ناشی از نیاز به تبیین مسائل معرفتی و دینی دانست. او این پرسش کلیدی را مطرح کرد که آیا قوه خیال، «ابزار معرفت» است یا «منبع معرفت»؟ دکتر پناهی اشاره کرد که در حکمت متعالیه، این قوه از یک ابزار صرف فراتر رفته و به سرچشمه‌ای برای آفرینش تبدیل می‌شود که می‌تواند راهگشای حل بسیاری از مسائل در حوزه هنر و خلاقیت باشد.

در پاسخ، دکتر بازرگانی ضمن استقبال از نکات ناقدان، توضیح داد که در پژوهش‌های تکمیلی خود، به این نتیجه رسیده است که قوه خیال، ابزار نوعی خاص از معرفت است که می‌توان آن را «معرفت محاکاتی» نامید و این معرفت با معرفت عقلی تفاوت ماهوی دارد.

این نشست با پرسش و پاسخ حاضران به پایان رسید و بار دیگر نشان داد که چگونه بازخوانی میراث غنی فلسفه اسلامی می‌تواند افق‌های جدیدی را برای پاسخ به پرسش‌های بنیادین در حوزه هنر و اندیشه معاصر بگشاید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

💬 گفتگو با ما

با چه واحدی می‌خواهید ارتباط بگیرید؟