روایت، تصویر و ذهن خلاق: در کارگاه تخصصی فیلمسازی استاد خوشبخت چه گذشت؟

روابط عمومی دانشگاه هنر و اندیشه: روز چهارشنبه، ۲۱ آبان ماه، پلاتوی دانشگاه هنر و اندیشه اسلامی میزبان جمعی از هنرجویان و علاقه‌مندان به سینما بود تا در کارگاه تخصصی «از ایده تا ساخت فیلم کوتاه»، با رویکردها و تکنیک‌های نوین استاد مهرداد خوشبخت آشنا شوند. این کارگاه که با هدف آموزش عملی فیلمسازی و تربیت «چشم» کارگردان برگزار شده است، در جلسه‌ی اخیر خود به بررسی عمیق ساختارهای روایی و روش‌های خلاقانه برای توسعه‌ی ایده پرداخت.

بخش اول: تربیت چشم و اصول فنی کارگردانی

اندازه‌گیری لنز با دست و قانون «ریت»

استاد خوشبخت، پیش از ورود به بحث‌های نظری، با تاکید بر ماهیت عملی کارگاه، به هنرجویان تمرینی کاربردی برای تقویت بصری ارائه داد. او از دانشجویان خواست تا با استفاده از دست خود به عنوان یک کادر فرضی، ابعاد صحنه و قاب را تخمین بزنند و سپس با لنز موبایل خود، لنز متناسب با آن فاصله و کادر را بیابند. هدف از این تمرین، تربیت «چشم» فیلمساز است تا بتواند در موقعیت‌های واقعی، بدون اتلاف وقت و با دقت بالا، بهترین لنز را برای خلق نمای کلوزآپ، مدیوم شات یا لانگ شات انتخاب کند. این تمرین، پیوند عمیقی با اهمیت «عکاسی» در آموزش کارگردان دارد.

مبانی زیبایی‌شناسی و ساختار روایت در سینما

استاد خوشبخت در بخش دیگری از جلسه، مبانی ساختاردهی به روایت را بر اساس الگوهای کلاسیک رمان و درام تشریح کرد. او تاکید کرد که یک اثر نمایشی باید حداقل پنج مولفه‌ی اصلی (بخش‌هایی از هفت مولفه‌ی اصلی در رمان) را در خود داشته باشد.

  • قصه (Story): تعریف وقایع با توالی زمانی. قصه فقط به دنبال پاسخ به این سوال است که “بعدش چی شد؟” و به روابط علت و معلولی کاری ندارد. (مثال کلاسیک: شاه مرد و بعد ملکه مرد).
  • طرح (Plot): وقتی وقایع با توالی زمانی، شامل روابط علت و معلولی باشند، طرح ایجاد می‌شود. (مثال کلاسیک: شاه مرد و بعد ملکه از غم فراق شاه مرد).
  • شخصیت (Character): شخصیتی که ماجرا را تعریف می‌کند. به گفته‌ی استاد، شخصیت همان ماجراست و ماجرا همان شخصیت.

تفاوت «ریتم» و «الگو»

استاد خوشبخت به دو مولفه‌ی حیاتی و در عین حال کمتر شناخته‌شده در روایت، یعنی «الگو» و «ریتم» پرداخت.

  1. الگو (Pattern): الگو، شکل هندسی منظمی است که پس از تماشای فیلم، در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود. این الگو می‌تواند دایره، مثلث یا سایر اشکال باشد.
    • الگوی دایره: به عنوان بهترین الگو شناخته می‌شود و نشان‌دهنده‌ی کامل شدن یک چرخه است. (مثال: فیلم «جاده» که از کنار دریا شروع و در کنار دریا تمام می‌شود، یا «جدایی نادر از سیمین» که با دادگاه شروع و با دادگاه پایان می‌یابد).
    • الگوی مثلث: اغلب در درام‌های عاشقانه یا رقابتی به کار می‌رود که سه شخصیت درگیر یکدیگرند. استفاده از الگوی هندسی، به نویسنده و کارگردان انسجام می‌دهد و به مخاطب کمک می‌کند تا درک قوی‌تر و ماندگارتری از روایت داشته باشد.
  2. ریتم (Rhythm): ریتم به معنای تکرار همراه با تغییر است که در ساختار درونی قصه و صحنه‌ها وجود دارد.
    • قانون ریتم سه: بهترین عدد برای ریتم، عدد فرد و به‌ویژه سه است. تمام کمدی‌های موفق جهان بر اساس ریتم سه بنا شده‌اند؛ اتفاقی که در مرحله‌ی سوم به اوج خنده می‌رسد و باید متوقف شود تا لوس نشود.
    • مثال: تحلیل ریتم سه در «جاده»: در فیلم «جاده»، سه ارتباط «دختر با دریا»، «زامپانو با دختر» و «زامپانو با دریا» وجود دارد. در پایان، زامپانو جای دختر را می‌گیرد و دریا که نماد رویا بود، اکنون به دریایی متفاوت برای شخصیتی متفاوت تبدیل شده است. این تکرار با تغییر، باعث کامل شدن سفر شخصیت زامپانو می‌شود.

بخش دوم: تکنیک‌های خلاقیت و ذهن فیلمساز

فرایند سه‌گانه توسعه‌ی ایده

استاد خوشبخت تاکید کرد که فرآیند توسعه‌ی ایده و نگارش فیلمنامه باید از سه مرحله‌ی اساسی عبور کند:

  1. شفاهی: ایده‌ را باید چندین بار برای افراد مختلف (یا با ضبط صدا برای خودتان) تعریف کنید. این کار باعث می‌شود بازنویسی به صورت ناخودآگاه در ذهن شما انجام شود و ایرادات روایی برطرف شود.
  2. ذهنی/کتبی: ایده را به شکل‌های مختلف روی کاغذ بیاورید و مرتب کنید تا به یک طرح سه‌صفحه‌ای برسد. این طرح سه‌صفحه‌ای مهم‌ترین بخش است، زیرا اگر بتوانید در سه‌صفحه ایده را به درستی منتقل کنید، نوشتن فیلمنامه (دیالوگ‌دار) برای شما راحت‌تر از نوشتن طرح خواهد بود.
  3. تخیل و محَرَک تجسّمی: فیلمساز باید بتواند یک محَرَک بصری یا شنیداری (مثل یک عکس، قطعه موسیقی، یا شعر) برای ایده‌ی خود پیدا کند. این محَرَک تجسّمی مانند یک قطب‌نما، ذهن را دائماً به آن فضای اصلی ایده برمی‌گرداند و اجازه نمی‌دهد در حواشی روزمرگی گم شود. (مثال: فیلم «جدایی نادر از سیمین» که از یک موسیقی محلی و «درباره الی» که از یک عکس خاص شروع شد).

اهمیت «فکر کردن» و مبارزه با روزمرگی

یکی از نکات محوری استاد خوشبخت، تاکید بر اهمیت فکر کردن عمیق به عنوان یک مهارت بنیادین برای هنرمند بود. او هشدار داد که در جامعه‌ی امروز، «فکر کردن» و به‌خصوص «تفکر انتقادی» مورد هجوم قرار گرفته است و هنرمند باید از آن دفاع کند.

  • کوزی کُرنِر (Cozy Corner): هنرجو باید «گوشه‌ی دنج» و امن خود را برای تمرکز و خلق پیدا کند، جایی که بیشترین امنیت و کمترین حواس‌پرتی را دارد.
  • فَضاسازی بیرونی: برای مبارزه با روزمرگی، فیلمساز باید «دنیای خود» را ایجاد کند؛ از انتخاب موسیقی و صفحات مجازی، تا دوستان و اتفاقاتی که می‌بیند. به عنوان مثال، اگر فیلمساز در حال کار بر روی یک کمدی است، باید دائماً جوک بخواند و بگوید، و اگر در حال کار بر روی یک اثر جنایی است، باید اخبار حوادث و محتواهای پلیسی را دنبال کند. این کار باعث می‌شود ذهنش به صورت مداوم در فضای درام یا کمدی بماند و از ایده‌ی اصلی منحرف نشود.

استاد خوشبخت در پایان جلسه، تاکید کرد که فیلمسازی، به خصوص در حوزه فیلم کوتاه، باید با حداقل دخالت و کمترین موانع (مانند نداشتن عوامل زیاد یا تجهیزات سنگین) انجام شود تا فاصله‌ی بین جرقه‌ی ایده و خلق اثر به حداقل برسد و فیلم، به حس اولیه خود وفادار بماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

💬 گفتگو با ما

با چه واحدی می‌خواهید ارتباط بگیرید؟